-
پیشیییییییییییییییییییی
شنبه 23 مهرماه سال 1390 20:21
-
سلام آقا...
یکشنبه 17 مهرماه سال 1390 11:17
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 سلام امام رضا ما رو ببخش که همه کارهامون برعکسه ،تولد شماست و ما چشم هامون به دست شما . یه دل درب و داغون و کلی گرفتاری آوردیم پیش شما و چشم انتظار لطف شما هستیم.مثل همیشه آقا این حال خراب ما که خریداری نداره،پس شما حالمون رو خوب کن که لا اقل پیش...
-
روز جهانی کودک مبارک
شنبه 16 مهرماه سال 1390 21:09
هنوز هم مزه ی آن آبنبات ها ی رنگی را به یاد می آوری هنوزهم آن قهر های تا روزقیامت سه دقیقه ای را به یادمی آ وری آن بازی های بچگانه گریه هایی که فقط به خاطر یک حرف عروسک میکردی پنچر شدن دوچرخه ات چه؟برای تعمیرش چه قدر عجله داشتی؟ بد رفتاری مادر با عروسکت چقدر برایت سخت بود شاید با مادر ت قهر میکری جوجه های رنگی ات را...
-
تریپ قدیمی
شنبه 16 مهرماه سال 1390 13:36
شاید این عکس چیز خاصی نداشته باشه ولی از رنگ - چیدمان و قدیمی بودنش خوشم اومد مکان عکسبرداری:بازار بزرگ کرمون :زیره کرمون:
-
عکس خود سخن میگوید...
پنجشنبه 14 مهرماه سال 1390 21:28
گلزار شهدا...
-
برای دلم...
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 20:53
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: غصه نخور، میگذرد ..: برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: بس کن دیگر بزرگ شدی
-
حمام گنجلعی خان
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 11:48
-
:-(
سهشنبه 12 مهرماه سال 1390 19:46
کسی که تک مانده است گناهکار نیست فقط تنهاست... کمی رحم داشته باشید!
-
ه م ی ن ج و ر ی
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 11:12
تیکه ای از کاشی های حمام قدیمی گنجعلی خان کرمان
-
بازنمایی عملیات فتح المبین به مناسبت هفته دفاع مقدس
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 18:57
ادامه گزارش تصویری
-
اختتامیه اولین جشنواره قصه های قرآنی استان کرمان
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 18:52
ادامه گزارش تصویری
-
خوش آمدی
دوشنبه 4 مهرماه سال 1390 21:22
به جمع عکاسان کرمان خوش آمدید با آرزوی موفقعیت برای شما...
-
...
دوشنبه 4 مهرماه سال 1390 18:47
چه روز و شبهایی گذشت؟؟ چه چشمها تر شد... شاید دلیل نتوانستنم نخواستنم بود!!!! ولی خوش به حالت که خواستی و توانستی... شاید اگر...
-
رژه نیروهای مسلح در کرمان
یکشنبه 3 مهرماه سال 1390 19:33
ادامه گزارش تصویری
-
یاد کلاس اول بخیر
پنجشنبه 31 شهریورماه سال 1390 14:17
یاد کلاس اول بخیر زمانهای ما نه اینگونه جشنها بود نه اینگونه مراسم ها خوش به حالشون وقتی برای گرفتن این گزارش رفتم خیلی دلم سوخت دلم گرفت به خاطر عمری که رفت و خاطراتی که هرگز تکرار نشد مهم نیست مهم این است که الان اینجا هستم و میتوانم خاطرات این کودکان شیرین را با دوربین خود ثبت کنم... ادامه گزارش تصویری
-
وقتی که رفتی!!
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 20:11
-
دردهایم را
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 19:25
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 دردهایم را میان اشک هایم جستجو کن شاید تراکم بغض هایم واژه کم آورده که سکوت وجه غالب حرفهای من است
-
جشنواره گردو
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 19:05
ادامه گزارش تصویری
-
دلم گرفته :(
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 18:33
-
انتظار :( چه قدر سخته :(
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 18:26
-
پیر زن
جمعه 25 شهریورماه سال 1390 17:41
-
همینجوری
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 19:07
-
کودکی
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 18:45
کودکی .. یادش بخیر ! قهر میکردیم تا قیامت... و لحظه ای بعد قیامت می شد ...
-
باشه اشکال نداره...سکوت...
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 18:41
-
تو...من...و...
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 18:01
-
یادش بخیر...چه زود فراموش شد...ولی هرگز...
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 17:56
-
نه تو غاده ای، نه من مصطفی!
چهارشنبه 23 شهریورماه سال 1390 21:19
سالها پیش عاشق شده بود ، عاشق دختری که خیلی به تیپش نمی خورد! نه اینکه بد باشد ، دختر خیلی خوبی هم بود، اما از لحاظ فرهنگی و تیپ و قیافه وقتی کنارش می ایستاد بهم نمی آمدند! پسری ریشو با اتیکت بچه حزب اللهی که همه عشق و حالش در هیات و رفقایش بچه هیاتی و این تیپی و ... بودند در کنار دختری که خیلی به حجابش اهمیت نمیداد!...
-
جشن روز ملی سینما با حضور اکبر عبدی در کرمان
چهارشنبه 23 شهریورماه سال 1390 09:04
ادامه گزارش تصویری
-
دریا
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 19:02
سکوت دریا را خیلی دوست دارم به آدم آرامش میده ولی بعضی وقت ها آدم را یاد خاطراتی می اندازد که قلب آدم را میشکنه و آدم دلش میگیره سکوتش را دوست دارم صدایش مثل آوای بی صداست مثل... نمیدونم... شاید هم اشتباه میکنم... راستی شما هم از دریا خاطره دارید؟
-
یقین دارم
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 23:03
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی به خلوت با خیال من تکلم می کنی گاهی هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من به ناگه دست و پای خویش را گم می کنی گاهی چنان دریا ، نا آرام و توفانی تو روحم را اسیر موجهای پر تلاطم می کنی گاهی دلم پر می شود از اشتیاق و خواهشی شیرین در آن لحظه که نامم را ترنم می کنی گاهی همه شعر و...