عکاس آزاد

عکاس آزاد

www.akaseazad.blogsky.com
عکاس آزاد

عکاس آزاد

www.akaseazad.blogsky.com

هنوز هم دلم تنگ می شود

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای

تکیه کلام هایت

که نمی دانستی

فقط  کلام تو  نبود!

من هم به آنها

تکیه داده بودم ...

احساس خوبی دارم

احساس خوبی دارم
همه چیز درست می شود
تو خواهی آمد
و دهان تاریک باد را خواهی دوخت
آمدن تو
یعنی پایان رنج ها و تیره روزی ها
آمدن تو
یعنی آغاز روزی نو
بلافاصله پس از غروب
از وقتی که نوشته ای می آیی
هواپیماها
در قلب من فرود می آیند

قدمها

 

گوش کن، جاده صدا می‏زند

از دور قدم‏های ترا.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک‏ها را بتکان، کفش به پا کن،

و بیا.

و بیا تا جایی، که پر ماه به

انگشت تو هشدار دهد

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

نردبانیست‌، این‌ زندگانی‌!

نردبانیست‌، این‌ زندگانی‌!

با شماری‌ بران‌ پلّکان‌ها

از نخستین‌،

تا به‌ بالا.

ما از این‌ پلّه‌ها در عبوریم‌

گه‌ به‌ بالا

گه‌ به‌ پایین‌

هر کسی‌ پلّة‌ ناگزیری‌

بهرِ خود دارد و

از همانجا

می‌رَوَد سویِ آن‌ بیکرانه‌.

از تو می‌خواهم‌، ای‌ جاودانه‌!

رویِ بالاترین‌ پلّه‌ آنجا

که‌ وجودم‌ همه‌ شور و عشق‌ است‌

و سرود و سخن‌ می‌سرایم‌ 

 

پلّة‌ ناگزیرِ مرا تو

ناگهانی‌ نهی‌ زیر پایم.


دکتر شفیعی کدکنی